جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ | Friday 4 December 2020

همزمان با این نامه رسمی، دیگر چهره های سیاسی اصلاح طلبان نیز نتوانستند انتقادات خود از روحانی را بپوشانند و با طرح غیر مستقیم «لزوم بکار گرفتن اصلاح طلبان و خاتمی از سوی روحانی»

به گزارش انارما: آنهایی که تحولات سیاسی بعد از انقلاب را به خاطر دارند، هیچ گاه فراز و فرود «نهضت آزادی» را فراموش نخواهند کرد، جریانی که در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب با حکم امام توانست مدیریت کشور را برعهده گیرد و همزمان از حمایت های گسترده رهبر انقلاب و بسیاری از مردم برخوردار بود اما چند سال بعد به سبب عملکرد خود و فاصله گرفتن روزافزون از مسیر حرکت مردم و رهبری انقلاب، به یک جریان سیاسی دست چندم و سرخورده ای تبدیل شد که بعد از آن هیچ گاه نتوانست از انزوای سیاسی خارج شود و حتی آن زمان که بعد از دوم خرداد 76 از سوی دولت اصلاحات تلاش های گسترده ای برای بازگشت آنها به عرصه سیاسی- اجتماعی و به تبع آن ساختارهای نظام صورت گرفت، همچنان نهضت آزادی در بیانیه هایی خلاصه می شد که هر از چندگاهی با انتشار آن فقط اعلام وجود میکرد و عملا هیچ تعیین کنندگی در عرصه سیاسی نداشت.
*                         *                        *

رصد تحولات سیاسی این روزهای کشور به خوبی نشان می دهد با کمی تساهل و اغماض می توان گفت تجربه نهضت آزادی این بار برای اصلاح طلبان در حال تکرار است و همانطور که نهضتی ها بعد از فاصله گرفتن از گفتمان انقلاب اسلامی هیچ گاه دیگر نتوانستند بطور جدی وارد عرصه سیاسی- اجتماعی کشور شوند و نقش موثری در این زمینه ایفا کنند، جریان اصلاحات که روزگاری هم دولت و هم قوه مقننه را در اختیار داشت و بر این تصور بود که اعتماد مردم به آنها به مثابه چک سفیدی است که تا ابد دست آنها باقی خواهد ماند، این روزها علیرغم بدست گرفتن دولت یازدهم توسط حسن روحانی، همچنان در انزوای سیاسی به سر می برد و این ادعا را می توان با مواضع و نظرات افراد مرتبط با این جریان سیاسی مورد سنجش قرار داد.

اگر نخستین تلاش معنادار و جنجالی اصلاح طلبان برای خروج از انزوای سیاسی سالهای اخیر را رای دادن محمد خاتمی در 12 اسفند 1390 در یکی از شهرستان های اطراف تهران بدانیم که با واکنش گسترده و منفی بخشی از هواداران وی مواجه شد، انصراف محمد رضا عارف از صحنه انتخابات یازدهم دومین گزاره مهمی است که این ادعا را تایید می کند.

به بیان دیگر بسیاری از اصلاح طلبان پیش از روز 24 خرداد با اطمینان از این که عارف به علت نداشتن پایگاه اجتماعی در خور توجه تا آخر در صحنه باقی  نخواهد ماند و صرفا برای زنده نگاه داشتن نام اصلاح طلبان در افکار عمومی در این انتخابات کاندیدا شده است، با نزدیک کردن خود به حسن روحانی تلاش داشتند تا اعلام کنند اصلاح طلبان در این انتخابات کاندیدایی ندارند و اگر حسن روحانی نیز نتیجه انتخابات را واگذار کرد،  علت شکست روحانی «اصلاح طلب نبودن» وی بیان شود، اما اگر وی توانست نتیجه مثبتی از حضورش در انتخابات کسب کند، این موضوع به عنوان یک برگ برنده برای اصلاح طلبان عنوان شود چرا که مردم به خاطر «اصلاح طلب بودن» روحانی و حمایت های هاشمی و خاتمی از او، به پای صندوق رای رفته و به روحانی رای داده اند.

اما دیر یا زود، این رفتار اصلاح طلبان که مبتنی بر یک استاندارد دوگانه و غیر منطقی بود،  با واکنش حسن روحانی رییس جمهور جدید مواجه شد بگونه ای که وی در نخستین نشست خبری بعد از پیروزی اش در انتخابات در پاسخ به سوال روزنامه شرق که پرسید «با توجه به حمایت آقایان هاشمی و خاتمی از شما، پیگیری مطالبات اصلاح‌طلبان در دولت شما به چه صورت خواهد بود؟»، ضمن تشکر از همه کسانی که از وی در انتخابات حمایت کردند، اعلام کرد: «یادمان باشد من از امروز رئیس جمهور همه مردم ایران هستم. و آنچه وظیفه من هست این است که به خواست همه ملت ایران توجه کنم و از خدا هم توفیق می‌خواهم به همه مطالبات به حق مردم باکمک مردم عمل کنم.»

حال که 6 ماه از روزهای پرهیاهوی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری گذشته است دقیق تر می توان وضعیت اصلاح طلبان و نسبت آنها با دولت فعلی را مورد کنکاش قرار داد و به خوبی دریافت که شرایط جدید نیز منجر به بهبود وضعیت اصلاح طلبان در افکار عمومی نشده و بدنه اجتماعی اندک آنها همچنان یک مطالبه مهم از حسن روحانی دارد: «کمک دولت برای خروج اصلاح طلبان از  انزوای سیاسی»

انتقاد به خاطر ندادن جایگاه های کلیدی دولت به اصلاح طلبان

رد پای این ادعا را می توان در دلخوری شدید اصلاح طلبان از حسن روحانی در عدم انتخاب معاون اول، معاون اجرایی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت کشور و چند جایگاه کلیدی دیگر در دولت یازدهم مشاهده کرد که آنها انتظار داشتند از افرادی مانند سید محمد خاتمی، محمد رضا عارف، احمد مسجد جامعی و دیگر چهره های اصلاح طلب شناخته شده در جایگاه های مذکور استفاده شود  اما بعد از آنکه روحانی ترجیح داد از چهره های تکنوکرات و کارگزارانی مسلک در این مناصب استفاده کند، اصلاح طلبان با انتقادهای تلویحی و آشکار از او، خواسته خود را که همان «راه دادن اصلاح طلبان به ساختارهای حاکمیت» بود، با شدت بیشتری مطرح کردند.

انتقاد به خاطر نفرستادن خاتمی به افریقا برای حضور در مراسم ماندلا

اما چند روزی است که می توان این انتقادات را با صدای بلندتر از سوی اصلاح طلبان شنید. آنها این بار با صراحت بیشتری حسن روحانی را خطاب قرار داده اند که چرا از اصلاح طلبان استفاده نمی کند؟ چرا از ظرفیت! های آنان مغفول مانده و چرا بدون توجه به خواسته های آنان حرکت می کند؟

در همین راستا، ارسال نماینده از سوی جمهوری اسلامی ایران به مراسم ادای احترام به پیکر نلسون ماندلا سوژه جدیدی بوده است که اصلاح طلبان را وادار کرد تا به کرات از این مساله به عنوان یک «فرصت» نام برده و از روحانی بخواهند با فرستادن خاتمی به افریقای جنوبی به عنوان نماینده ایران، هم به قولهای انتخاباتی خود وفا کند و هم آنها را از انزوای سیاسی که سالهاست با آن مواجه هستند و حتی انتخاب حسن روحانی نیز توانسته به خوبی آنها را از این انزوا خارج سازد، پایان دهد.

در این باره اخیرا 9 نفر از اصلاح طلبان نشانه دار از جمله ابراهیم اصغرزاده، سعید لیلاز، الیاس حضرتی، جواد حق شناس و … طی نامه ای خطاب به روحانی نوشته اند:

«چقدر شايسته است تا جنابعالي از اين فرصت بهره برده از جناب سيد محمد خاتمي رييس‌جمهور پيشين ايران مصرانه درخواست نماييد تا در مراسم به خاكسپاري ايشان حضور يافته و حامل سلام‌هاي گرم شما و ملت بزرگ ايران براي آفريقا و جامعه جهاني باشد. خاتمي يك چهره بين‌المللي و قابل احترام در جامعه جهاني و مبدع نظريه گفت‌وگوي تمدن‌هاست. حضور ايشان مويد ديپلماسي عمومي و عاملي براي ترميم چهره ايران و انعكاسي از پيامي است كه پس از انتخابات به دنيا صادر مي‌شود.»

در بخش دیگری از این بیانیه نیز سعی شده تا مجددا محمد خاتمی به عنوان یک محور در تحولات سیاسی ایران معرفی شود و با استناد به سخنان وی، درخواست رفع حصر سران فتنه مطرح شده است:

«مطلوب است كه در ارتباط با برخي سوءتفاهم‌هاي باقي مانده از انتخابات 88 هم اقدامي عاجل صورت پذيرد. بياييم كاري كنيم كه اين پيروزي‌ها موجب انسجام در وحدت ملي و تقويت بيش از پيش نظام جمهوري اسلامي شود. در انتخابات 88 بسياري اشتباه كردند. اما نمي‌خواهيم همچنان در گذشته تنفس نماييم. همان‌گونه كه جناب خاتمي فرموده بودند، بهتر است طرفين همديگر را مورد بخشش قرار دهند تا دست به دست يكديگر فرداي ايران را رقم زنيم. شايسته است كه حضرتعالي و شوراي عالي امنيت ملي با نگاهي مثبت در تعامل با مقامات عاليرتبه براي آزادي زندانيان سياسي اقدام نموده تا شيريني اين اتفاقات فرخنده صدچندان شود. در اين ميان لازم است تا به‌صورت كارآمدي درباره رفع حصر از آقايان موسوي، كروبي و خانم رهنورد اقدام شود. ادامه اين وضعيت به نفع هيچ‌كس جز تندروهاي افراطي كه هدفي جز نابودي و هدم كشور ندارند نيست.»

همزمان با این نامه رسمی، دیگر چهره های سیاسی اصلاح طلبان نیز نتوانستند انتقادات خود از روحانی را بپوشانند و با طرح غیر مستقیم «لزوم بکار گرفتن اصلاح طلبان و خاتمی از سوی روحانی»، خواسته های خود را مکررا مطرح ساختند، از جمله محمد رضا جلایی پور فرزند حمید رضا جلایی پور از عناصر تندروی اصلاح طلبان که در صفحه شخصی فیس بوک خود نوشت:

«اگر روحانی (به جای خود یا در کنار خود ) سیدمحمد خاتمی را به عنوان نزدیک‌ترین دوستِ ماندلا در ایران و نماینده‌ی جامعه‌ی ایران به مراسم ختم ماندلا بفرستد/ببرد، هم به وعده‌‌ی انتخاباتی‌اش برای بهره‌گیری از ظرفیت ویژه‌ی خاتمی برای بهبود رابطه با جهان عمل کرده‌است و هم به بهانه‌ای مناسب و بهداشتی‌ ممنوعیت خاتمی برای سفرهای خارجی را پایان داده‌ و با ارسال پیامی نمادین به ایرانیان و جهان فرصت‌ ساخته است.»

محمد علی ابطحی رییس دفتر خاتمی نیز در صفحه فیس بوکش اگرچه ملایم تر، اما نتوانسته ناراحتی خود از این مساله را مطرح کند و با جمله طنز آمیز «آقای خاتمی که نشد بشود» تلویحا اعلام داشته که انتظار بسیاری از اصلاح طلبان از روحانی حضور خاتمی در مراسم ادای احترام به نلسون ماندلا بوده است.

رد پای این مساله و تلاش برای خروج از «انزوای سیاسی» را حتی در پیام محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجو برای مراسم انجمن اسلامی این دانشگاه می توان دید. زمانی که خاتمی در بخشی از پیام خود بر «درون نظام» بودن جنبش دانشجویی تاکید دارد تا از این طریق این پالس را برای نظام مخابره کند که اصلاح طلبان در درون نظام هستند و باید با چراغ سبز حاکمیت، از انزوای سیاسی خارج شوند:

«جنبش دانشجویی ما و به خصوص جنبش اسلامی دانشجویی ما باید خود را در درون نظام تعریف بکند اما در درون نظام بودن به معنی ساختن و سازش کردن با هر روا و ناروایی که به نام نظام انجام می‌شود نیست. ما در درون نظامیم رفتارها، سیاست‌ها و رویکردها و تقاضا را نقد می‌کنیم و اصلاح در امور اینها را طلب می‌کنیم.»

خاتمی در بخش دیگری از پیام خود، با دولت جدید درباره عملیاتی شدن شعارهای انتخاباتش اش اتمام حجت می کند، شعارهایی که از نظر اصلاح طلبان عمل به آنها باعث خروج آنها از انزوای سیاسی سالهای اخیر می شود: «دانشجوی ما در عین حالی که باید اظهارخوشحالی بکند از این تحول، همواره باید به دولت محترم تذکر بدهد که به شعارها و رویکردهای خودش پایبند باشد. باید برای کمک به دولت تلاش شود، بخصوص برای گذر از فضای امنیتی.»

این در حالی است که چندی قبل نیز روزنامه اعتماد که از رسانه های شاخص حامی دولت است در یادداشتی با عنوان «روحانی منتظریم» به گلایه های جدی از عملکرد رییس جمهور در چند ماه گذشته پرداخته و نوشته بود:«نیازی نیست خیلی گوش تیز کنیم تا صدای نارضایتی برخی حامیان دولت روحانی را بشنویم. این روزها در محافل و جمع‌های دوستانه پچ‌پچ‌های درگوشی و گلایه‌های جدی از برخی رفتارها، بی‌تفاوتی‌ها، انتصاب‌ها و بی‌توجهی‌های دولت جدید شنیده می‌شود.»

در مجموع می توان گفت این روزها تجربه نهضت آزادی برای اصلاح طلبان نه تنها در حال تکرار است، بلکه سران و دیگر فعالان اصلاحات بیش از همیشه درصددند تا با تجربه گرفتن از تاریخ، مانع به محاق رفتن همیشگی خود و تداوم انزوای سیاسی فعلی شان باشند.

اصلاح طلبان از حسن روحانی می خواهند تا هر طور که شده محمد خاتمی را در افکار عمومی «احیا» کند، آنها می خواهند خاتمی دیگر به پیام های سالانه روز دانشجو به انجمن اسلامی دانشگاه تهران و بیانیه های بی خاصیت روزمره خلاصه نشود بلکه بار دیگر بتواند به اثرگذاری اجتماعی دوران اصلاحات بازگردد، آنها می خواهند  بار دیگر منصب های کلیدی قوه مجریه را «فتح» کنند و با حضور سه الی چهار نفر از اصلاح طلبان در دولت یازدهم قانع نمی شوند چرا که نیک می دانند این مساله شاید نسبت به شرایط دیروز آنها یک پیروزی محسوب شود اما هیچ گاه نمی تواند قدرت اجتماعی سالهای 76 الی 84 را به آنها بازگرداند، لذا در تلاش هستند تا همزمان ضمن افزایش میزان و سطح حضور اجتماعی سیاسی خود در تحولات کشور، از افراط گری ها و رفتارهای تند سالهای گذشته شان نیز دوری کنند، آنچنان که اخیرا محمد حسین رنجبران مجری مشهور صدا و سیما در وبلاگ شخصی اش شرح دیدار چند روز گذشته خود با بهزاد نبوی از  عناصر با سابقه و تندروی اصلاح طلبان را نوشته که حتی چریک پیر نیز این روزها فهمیده است تندروی فایده ای ندارد و باید در کمال آرامش و در چارچوب و ساختارهای نظام، اهداف اصلاح طلبان را پیگیری کرد:

«خبردارم (مصطفی تاج زاده) چنین چیزهای بی خودی می گوید، بهش بارها پیغام داده ام که با این حرف هایش مخالفم نباید چنین حرف های تندی زد بویژه الان که دولت جدید سرکارآمده همان طور که درنامه ای برای اقای روحانی نوشتم الان باید دو هدف داشت یکی رفع مشکلات اقتصادی مردم و دیگری سیاست خارجی ما اصلاح طلبان هم باید به جای زدن حرف های تند بی خاصیت ساکت باشیم تا فضا آرام باشد و دولت کارش را انجام دهد…»

منبع:رجا

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

ام یکشنبه 15 دسامبر 2013 - 2:42 ب.ظ

سلام ،خسته نباشید لطفا مطالب کوتاه تر باشد تا اکثریت بتوانند مطالعه کنند با تشکر

آخرین اخبار

تبلیغات

آرشیو ماهیانه

تصویر برگزیده

تملک و مرمت درمانگاه سعدی توسط شهرداری انار / وقتی شهرداری جور میراث فرهنگی انار را میکشد

رییس شورای اسلامی شهر عنوان کرد: در سال‌های اخیر موضوع تخریب آثار تاریخی شهر به موضوع مهمی تبدیل شده و دوستداران میراث فرهنگی خواستار تملک و بازسازی این آثارشده اند که تاکنون اقدام قابل قبولی در این ر ...

یادداشت های خصوصی