جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ | Friday 27 November 2020

رزمندگان زیادی راهی جبهه های نبرد شدند،گروهی جانباز وگروهی آزاده وگروهی به فیض شهادت نائل امدند اما عده ای هنوز روی تخت های بیمارستان افتاده اند وهنوز به قول خودشان اگر جنگ بشود با همان تخت و سرم به جبهه میروند

نفس هایی که سال ها به شماره افتاده اند، چشم های پرفروغشان که به امید شهادت لحظه شماری می کنند،قلبهایشان در انتظارند که یکی از در آید وچه بهتر که امام و رهبرشان باشد تا دستش را ببوسند.

qqqqwe

به گزارش انارما،به منظور پاسداشت  وگفت و گو یی با جانبازان به ویژه جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس،خبرنگار بابک آنلاین به اتفاق تنی چند از اعضای هیات فرهنگی مذهبی شهدای گمنام  از آسایشگاه جانبازان شیمیایی در بیمارستان ساسان تهران با اهداء مجموعه شعر » فقط برای کسانی که عشق را بلدند «   سروده خانم افسر فاضلی  به همراه تندیس   جانباز شیمیایی با این عزیزان دیدار کردند تا به حق با تأسی از صبوری این عزیزان جانی دوباره بگیرند.

آری کسانی بوده اند که ۸سال  به دور از خانه وکاشانه وخانواده فقط فکر دفاع از ناموس را میکردند وزرق وبرق دنیا ومیزهای ریاست فریبشان نداد.

رزمندگان زیادی راهی جبهه های نبرد شدند،گروهی جانباز وگروهی آزاده وگروهی به فیض شهادت نائل امدند اما عده ای هنوز روی تخت های بیمارستان افتاده اند وهنوز به قول خودشان اگر جنگ بشود با همان تخت و سرم به جبهه میروند.

آری اینها همان غیور مردانی هستند که هم اکنون گرفتار تخت های بیمارستان  شده اند وسرفه های بی امانی که تمامی ندارد. دیگر رمق حرف زدن هم ندارند اگر هم داشته باشند صدایشان در نمی آید.سرفه های دائم اجازه نمی داد که حرفشان رابزنند،اما وقتی گوشم را نزدیک تر بردم وبیشتر دقت کردم از بین سرفه هایش متوجه شدم که میگوید:شما را به خدا ما جانبازان رافراموش نکنید،ما هم دلمان تنگ می شود،صبح تا شب چشمانم را به در می دوزم که شاید کسی به دیدارم بیاید اما خبری نیست.ومن مانده ام و یک سطل کوچک زیر تختم که پر شده است از دستمال های خونی،شما را به خدا ما را فراموش نکنید… .

یکی از جانبازان ۴۰درصد شیمیایی به خبرنگار ما گفت:با چهار فرزندم تنها زندگی میکنم،چون جانباز شیمیایی بودم همسرم طاقت وتوان رسیدگی به من نداشت و  از من جدا شد.

علی اکبر محدث جانباز ۵۰درصد در پاسخ به سوال خبرنگار ما که چه توصیه ای به جوانان دارید گفت:تنها توصیه ام این است که به جانبازان به خصوص جانبازان شیمیایی اهمیت بدهند.وی سر درد ودل را بازکرد با سرفه های بی امانش گفت:امروز به جانباز دیگر آنطور که شایسته است اهمیت نمیدهند و انگار نه انگار که این جانبازان رفته اند برای آسایش جامعه ی امروز.

وی تصریح کرد:جانبازان ورزمندگان وظیفه ی خودشان را انجام دادند و بر هیچکس خدایی ناکرده منتی ندارند وطلبکار هیچس نیستند ،زیرا معامله انها با خالق بوده است نه با مخلوق؛اما توقع نداریم گاهی اوقات به ما بی احترامی شود.جوانان امروز باید حرمت خون شهدا را حفظ کنند.

به اتاق های دیگری سر زدیم تا همین جا احساس شرمندگی نمیگذاشت به اتاق های دیگر سربزنیم اما وقتی بیشتر شرمنده شدیم واشک از چشمانمان جاری شد که جانباز شیمیایی که توان بلند شدن از روی تخت را هم نداشت نسبت به جوانا امورز ابراز شرمندگی میکرد ومیگفت:جوانان باید مرا ببخشند زیرا نتوانستم هیچ کاری برایشان بکنم.

حسین ناهیدی از دیگر جانبازان شیمیایی بود که به سختی لب به سخن گشود اما انقدر دلتنگ بود که بغش ترکید وگفت:آرزو دارم رهبرم را ببینم ودستش را ببوسم.

وی می گفت:آرزوی دومم عاقبت به خیری جوانان ووبخشش گناهانم است.ادامه سخنانش خطاب به جوانان امروزی بود که میگفت:کاش جوانان امروز هم مثل جوانان زمان جنگ میشدند،کاش ذره ای از صفا وصمیمیت بچه های جنگ در جوانان امروز ما نمایان میشد و کاش…و دیگر نفس هایش یاری نمیکرد.

جانباز دیگری که نزدیک به ۳۰ سال در بیمارستان بستری بود وقتی از وی طلب دعا کردیم و اسم شهدا را بردیم اشک از چشمانش جاری شد  ودیگر حاضر به مصاحبه نشد.

جوانانی که گاهی غرورتان  چشمانتان را به روی حقایق می بندد، حرف دل تمام این شهیدان زنده این است که قدر شهدا  وایثارگران را بدانید ونگذارید خون شهدا فرش رهتان شود.

 

 

مطالب مرتبط

آخرین اخبار

تبلیغات

آرشیو ماهیانه

تصویر برگزیده

تملک و مرمت درمانگاه سعدی توسط شهرداری انار / وقتی شهرداری جور میراث فرهنگی انار را میکشد

رییس شورای اسلامی شهر عنوان کرد: در سال‌های اخیر موضوع تخریب آثار تاریخی شهر به موضوع مهمی تبدیل شده و دوستداران میراث فرهنگی خواستار تملک و بازسازی این آثارشده اند که تاکنون اقدام قابل قبولی در این ر ...

یادداشت های خصوصی